|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
|||||
|
درباره مسجد جواد الائمه
اواخر بهار 52 – سیزده متری حاجیان
نزدیکی های شانزده متری امیری هستیم ، بچه ها گوشه ای را انتخاب کرده اند و مشغول بازی فوتبال هستند امیر حسین فردی و هادی علی اکبری هم بین شان هستند ، عرق سر و صورت بچه ها را خیس کرده حمید ریاضی توپ را با یک ضربه به میانه زمین می زند و اکبر قدیانی ان را گرفته و شوت می کند ... گل ، گل !
کنار زمین حبیب غنی پور و حسن جعفر بیگلو و بقیه بچه ها کف می زنند ، حمید ریاضی هورا می کشد ، هادی چیزی را پشت گوش امیر حسین فردی می گوید و همهمه ای در میان بچه ها می پیچد .
تابستان 52 ، کتابخانه ی شخصی هادی علی اکبری در منزلشان
بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری ، اولدوز و کلاغها ، آبشوران ، کودکی من و چند تایی از کتابهای قدسی قاضی نور و نسیم خاکسار و بهروزی کنار هم روی تاقچه چیده شده ، از هادی می پرسم : " اگر یک نفر کتاب را ببرد و نیاورد چی؟ " می گوید " کتابخانه اسلامیان به هر کس که خوش قولی بکند ، کتاب را ببرد و بخواند و حفظ کند ، جایزه می دهد اگر هم بدقولی کند که ... "
کمی سکوت می کند و بعد ادامه می دهد :
" هیچی ، کاری نمی شود کرد . " و می خندد . ادامه مطلب
شورای نویسندگان
برگزاری جشنواره ی انتخاب کتاب سال شهید حبیب غنی پور، توسط شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه (ع) این پرسش را در اذهان اهل قلم و علاقمندان به این امور پیش می کشد که شهید حبیب غنی پور کیست و در ادبیات داستانی معاصر چه جایگاهی دارد که چنین جشنواره ای به نام او برپا می شود و رسانه های گوناگون، به تناسب سلایق و گرایش خود، به این جشنواره ی متفاوت که با نام یک نویسنده ی شهید و در یک مسجد بسیار معمولی شکل می گیرد، می پردازد؟
ادامه مطلب







